تبليغاتX
دنیا

دنیا

اي كه مي‌پرسي نشان عشق چيست عشق چيزي جز ظهور مهر نيست
عشق يعني مهر بي‌چون و چرا
عشق يعني كوشش بي‌ادعا
عشق يعني مهر بي‌اما، اگر
عشق يعني رفتن با پاي سر
عشق يعني دل تپيدن بهر دوست
عشق يعني جان من قربان اوست
عشق يعني خواندن از چشمان او
حرف‌هاي دل بدون گفت‌وگو
عشق يعني دشت گلكاري شده
در كويري چشمه‌اي جاري شده
يك شقايق در ميان دشت خار
باور امكان با يك گل بهار
در خزاني برگريز و زرد و سخت
عشق، تاب آخرين برگ درخت
عشق يعني روح را آراستن
بي‌شمار افتادن و برخاستن
عشق يعني زشتي زيبا شده
عشق يعني گنگي گويا شده
عشق يعني ترش را شيرين كني
عشق يعني نيش را نوشين كني
عشق، رنج مهرباني داشتن
زخم درك آسماني داشتن
عشق يعني گل به جاي خار باش
پل به جاي اين همه ديوار باش
زير لب با خود ترنم داشتن
بر لب غمگين تبسم كاشتن
عشق، آزادي، رهايي، ايمني
عشق، زيبايي، زلالي، روشني
عشق يعني تنگ بي‌ماهي شده
عشق يعني ماهي راهي شده
عشق يعني آهويي آرام و رام
عشق صيادي بدون تير و دام
عشق يعني مرغ‌هاي خوش‌نفس
بردن آنها به بيرون از قفس
عشق يعني برگ روي ساقه‌ها
عشق يعني گل به روي شاخه‌ها
آسماني آبي دور از غبار
چشمك يك اختر دنباله‌دار
عشق يعني از بدي‌ها اجتناب
بردن پروانه از لاي كتاب
در ميان اين همه غوغا و شر
عشق يعني كاهش رنج بشر
اي توانا ناتوان عشق باش
پهلوانا، پهلوان عشق باش


زنده یاد مجتبي كاشاني
منبع : كتاب خويش را باور كن(با تلخیص)

[ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 20:36 ] [ رز سیاه ]

در مورد موفقیت:

1. باید آنقدر شکست بخورید تا شکست دادن را بیاموزید

2. یاد بگیرید که ایراد نگیرید

3. مهم نیست دیگران درمورد شما چه فکری می کنند، احتمالا دیگران در مورد شما هیچ فکری نمی کنند!

4. دزدی که فرصت دزدی نیافته است خود را ایمن می داند!

5. کار بد را همیشه فردا انجام بده

6. شجاع در زندگی یک بار می میرد و ترسو « هزار بار»!

7. سوار اسب بلندی که شدی فکر پیاده شدنش هم باش!

8. بهترین وسیله دفع دشمن ازدیاد دوستان است

9. اگر نمی توانی شکستش دهی ، به او ملحق شو!

10. وقتی میوه ای را می خوری به یاد کسی باش که آن را کاشته!

11.

در مورد ازدواج:

1. کلبه ای که در آن می خندند بهتر از کاخی است که در آن دلتنگ اند!

2. هر چه لحن خود را نرم تر کنید قدرت نفوذ کلام شما بیشتر می شود

3. اگر گل باشید پروانه ها را به سوی خود جذب می کنید ، اگر زباله باشید، مگس ها را !

4. هر چه قفس تنگ تر باشد آزادی شیرین تر می شود ، (اینقدر همسرتان را کنترل نکنید)!

5. مردان شبیه آتش اند ،اگر زیاد به آنها نزدیک شوید می سوزید و اگر از آنها زیاد فاصله بگیرید از سرما یخ می زنید!

6. برای برخی ، ازدواج مثل آدامسی است که تا پایان گور باید بجوند!

7. پوزش طلبیدن نشانه عقلانیت است

8. اعتراف به کوتاهی ها ،اعتماد به نفس است

9. بزگترین فرمانروا ئی ها ، فرمانروائی بر قلب هاست

10. زیبایی لذتی است برای دیگران و دردسری است برای خود شخص!

11. سگ و مگس و انسان بی ادب ، نا خوانده به میهمانی می روند!

12. محبت است که سرنوشت انسان را رقم می زند

13. آقایان از آنچه می دانند صحبت می کنند ، خانم ها از آنچه می خواهند!

14. دامادی که بخاطر پول زن داماد می شود به نوکری می رود.

15. اجبار عشق را به نفرت بدل می سازد

16. اگر برای اشتباه خود هزار و یک دلیل بیاورید می شود هزار و دو دلیل!

17. چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ ، به هر حال کوزه خواهد شکست !چه طلاق بگیری چه طلاقتان بدهند ، فرق نمی کند.

18. زمانی که دو سگ سر استخوانی در حال جنگ اند ، سگ سوم آن را برده است!

19. اگر در بهشت باشی اما اجازه دیدن جهنم را نداشته باشی،آزادی نداری!

20. عشق والا ترین سقوط عقل است

21. اگر کسی عیب نداشته باشد از دیدن عیب دیگران لذت نمی برد

22. عشق نگاه به چشم یکدیگر کردن نیست ،بلکه به یک سو نظر انداختن است!

230 0 مرا به عقلت نه! به دلت بسپار! من از جا های شلوغ بسیار می ترسم!

در مورد الگوی مصرف:

1. کسی که قرض خود را ادا می کند به ثروت خویش می افزاید

2. قرض ،عفریتی است که اگر سایه اش بر تو افتاد ، عقب رفتنی نیست!

3. اگر به کودکت تجارت نیاموزی ، دزدی خواهد آموخت!

4. بد بخت ترین مردم کسی است که مال جمع کند،اما برای دیگران!

5. اگر پولی را به دوستی قرض دهی ، هر دو را از دست می دهی!!!

6. الاغی که بارش طلا باشد مورد احترام است.

7. هدیه دادن به ثروتمندان مثل ریختن آب در دریاست!

8. همیشه کسی که موهبت های مادی دنیا را دارد خوشحال نیست ، کسی که آنها را ندارد ناراحت است!

9. انسان خسیس همیشه تنهاست

10. آنکه نانش نخورند، نامش نبرند.

11. به احوال آن مرد باید گریست که دخلش بود نوزده خرج بیست

در مورد روحیه خوب:

1. به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید ،یک شمع روشن کنید

2. همین اکنون کت اتان را در آورید و گرد و خاک به پا کنید

3. تنبل هزار فردا و زرنگ هزار امروز دارد!

4. حسادت اولین درس شیطان به آدم احمق است

5. ما همیشه دیگران را بیشتر از حدی که خوشبخت اند خوشبخت و خود را بیشتر از حدی که بد بختیم ،بد بخت تصور می کنیم!

6. زر و زور و زیور هر سه فانی هستند

7. بیکاری روز را بلند و عمر را کوتاه می سازد

8. تحرک دشمن افسردگی است

9. شما به اندازه ای شاد ید که به شادی دیگران کمک کرده باشید

10. زندگی روز های رفته نیست روز هایی است که در یاد می ماند

11. طبیب بیشتر به بیمار نیاز مند است تا بیمار به طبیب!

12. سلامتی ، آزادی و امنیت زمانی که از دست رفتند از آنها به نیکی یاد می شود.

13. چه غصه بخورید چه نخورید، فردا دوباره خورشید طلوع خواهد کرد!

14.زندگی آنقدر ها هم که فکر می کنید ارزش غصه خوردن ندارد

دنیــــــا

رنج دنیا را مخور دنیای مـــــا بی ارزش است عمرها بی ارزش واین لحظه ها بی ارزش است

تا توانی از دل و جــان شادمان باش و برقص گـــریه در این گوشه ظلمت سرا بی ارزش است

دست بــــــردار از تمـــــــــام دوستان بی وفا گوش کن ای یار، یـــــار بی وفا بی ارزش است

از برای دوست باید جـــــــان فشانی ها نمود این زمان ها عاشق بی دست وپا بی ارزش است

قصــــــه مجنون و لیلی را ببر از یاد خویش شک نکن در شهرما این ماجرا بی ارزش است

شعر:آرمان داوری

15. هم اکنون اندیشیدن به چیز هایی که ندارید از دست دادن چیز هایی است که دارید!



 

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 19:1 ] [ رز سیاه ]
سطوح رابطه دختر و پسر    منبع: http://www.hamdardi.net/


متاسفانه دید نابالغانه به نحوه ارتباط دختر و پسر غالبا منجر به درگیریهای عاطفی ,شکست های ارتباطی و تبعات منفی آن می شود . گاهی این رابطه ها به احساس گناه بدبینی,رنجش ,خشم ,تنفر ,فرار ازازدواج یا نگرانی های فزاینده دختران و پسران می شود .
آگاهی از نحوه مدیریت کردن اینگونه رابطه ها منجر به کاهش عوارض آن می شود .
رابطه دختر و پسری می توانددر 3سطح وجودداشته باشد ,البته مرزهای این سطوح کاملا مشخص نیست و اینها همپوشانی دارند .لیکن با شناخت این 3 سطح مدیریت و کنترل رابطه بهتر می شود .


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 11:27 ] [ رز سیاه ]
بازم من موندم و خودم

بام تنهایی شد تنها یار و مونسم

یارم باز مرا تنها گذاشت

در ورای اندیشه ها رها گذاشت

ساز با دلم خویی نگرفت

همچو آشیانه ای ژهلو نگرفت

دل درون لانه اش سکنا گزید

همسرایی را با دلم تایی ندید

عقل از آشفتگی دامن درید

هوش از بی دامنی جایی ندید

سالی از ماهی باز از سالی

ماهی و سالی باز ماهی

تا که هشیار شود یار رمید

سل بود جان را از هر گزید

تا که تومار دلم گستردنیست

چون بود سال دلم سوزندنیست

ساز ندارم با کسی همساز شوم

دل دگر تاب دلنوازی خم شکست

گل چه بود کز دامنش بلبل نداد

عشق با اختیارش پا نداد

سر دل با که بگویم تنها

از سرای دل دگر ناله جدا

سوی بلبل

 

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 9:52 ] [ رز سیاه ]

سریال های ماهواره ای همسران را نسبت به هم بدبین می کند

خانواده - این روزها با تغییرات رفتاری و اخلاقی در بین خانواده خود و یا افرادی که در کنار شما زندگی می کنند مواجهه شده اید ؟ افرادی که همکاران و یا دوستان و همسایه های شما هستند . به نظر می رسد همه ما بدون آنکه متوجه باشیم با موجی همراه شده ایم که ما را از عرف و فرهنگ اصیل ایرانی مان دور می کند.

سپیده سعیدی: زندگی های مشترکمان دچار دگرگونی شده است وشاید مدتهاست که رفتارمان از قاعده و اصول اجتماعی ایرانی منحرف گردیده است . دکتر سیما فردوسی روانشناس و پژوهشگر معتقد است ،درماه های اخیربیش ازهر زمان دیگری با انحرافات اخلاقی بین خانواده هاوبه ویژه همسران مواجهه بوده ایم .فردوسی در گفتگو با خبرآنلاین عنوان می کند تنوع طلبی ،شک ،طلاق های عاطفی ،فحاشی ،پرخاشگری اثرات بسیار مخربی بر کانون خانواده ها گذاشته است و می توان به جرات اظهارداشت که دراین میان سریال های شبکه های فارسی زبان والبته استفاده از شبکه های اجتماعی که بدون لزوم و از روی سرگرمی انجام می شود بی تاثیر نبوده است .
آیا همه تقصیرها متوجه ماهواره و شبکه های اجتماعی است ؟
در وهله اول ،بسیاری نمی دانند که هر کدام از این ابزار و وسائل ارتباط جمعی را باید در چه راهی استفاده کرد . من نمی خواهم مطلقا اظهارکنم که همه این ابزار مخرب هستند . اما اگر ندانیم که چگونه از آنها استفاده کنیم می تواند برای زندگی ما آدمها مخرب باشد . نباید از یادمان برود که چه چیزی در زندگی مان می تواند از درجه اهمیت بیشتری برخوردارباشد.آیا هم کلام شدن با همسرمان را می توانیم به وقت گذرانی در دنیای مجازی تبدیل کنیم واگر این کار را به هم کلامی با همسرمان ترجیح می دهیم ،آیا متوجه تبعات آن هستیم .اینکه در خانواده سردی ایجاد کرده ایم .
چه انگیزه ای باعث می شود که افراد جستجو در شبکه های اجتماعی را به وقت گذرانی با خانواده ترجیح بدهند ؟
در ابتدا شاهدیم که افراد دلیل خاصی برای این کار ندارند و تنها یک کنجکاوی ساده است که آنها را در گیر شبکه های اجتماعی می کند . اما این کنجکاوی ساده آنها را غرق درارتباطات مجازی می کند و کم کم به خانواده بی توجه می شوند . ارتباط با افراد متنوع بسیاری که در این راه پیدا کرده اند آن قدر برای آنها جذاب است که نمی خواهند در روزمرگی های خود بمانند و همچنان این روند را ادامه می دهند . بنابراین رابطه ها کم کم سرد وسرد تر می شود و نهایتا احساس خلاء و جدایی آنها را یقینا به ورطه جدایی می کشاند . مسئله ای که ناخواسته بوده و از یک کنجکاوی ساده شروع شده است .
اصیل بودن خانواده و رفتارهایی که در خانواده ها توسط پدران و مادران انجام شده می تواند مانع از این روند شود . آیا می توان برای جلوگیری از بروز این مشکلات خانواده ها را دخیل کرد ؟
اصولا وارد شدن به دنیای مجازی ربطی به خانواده ها و نوع تربیت ندارد . این ماجرای درگیر شدن آدمها و نوعی اعتیاد به کاری است که انسان فکر می کند که با انجام آن به روز شده است و از دنیای تکنولوژی عقب نمانده است . در بسیاری از مواقع با خانواده هایی روبرو هستیم که معقول هستند واصول و پایه های زندگی پایبند هستند اما فرزندان آن ها چه قبل از ازدواج و چه بعد از ازدواج به دلیل زندگی در عصر حاضردچار بحران شده اند . ما باید به یاد داشته باشیم که نباید چهارچوب زندگی و حریم خصوصی خود را وارد شبکه های مجازی کنیم . این رفتار همان ساختارشکنی است که موجبات تخریب کانون خانواده را فراهم می کند و دوام زندگی مشترک را به ویژه در نسل های جوان کم می کند .
تنوع طلبی افراد تا چه اندازه می تواند دراین رابطه تاثیر گذار باشد ؟
تنوع طلبی نمی تواند موضوعی باشد که در خصوص آن بخواهیم عوامل خارجی را دخالت دهیم و یا مقصر بدانیم . این خصیصه اخلاقی در کنه وجود انسانهاست و بستگی به شخصیت آنها دارد . انسان متاهل و متهد همواره به زندگی خود در شرایط گوناگون پایبند است و به دنبال ایجاد تنوع در چهارچوب اخلاقی و عرفی خود می گردد و نه خارج ازآن . اما در بسیاری ازموارد دیده شده که افراد تنوع طلب اسامی دیگری بررفتارخود می گذارند . مثلا می گویند ما برای مدتی می خواهیم آرامش داشته باشیم و آن را حتی استراحت کردن می نامند . در واقع فردی که دچارچنین خصیصه ای نباشد کاملا خود را مبرا ازتنوع طلبی می داند و اصولا نیازی به این اقدام پیدا نمی کند که بخواهد با فردی یا افرادی غیر از همسر خود در ارتباط باشد . معمولا دیده ایم که افراد تنوع طلب بعد از همسر خود به یک فرد قانع نیستند بلکه با چندین نفر رابطه برقرارمی کنند و البته در این روابط ناموفق هم هستند . افراد تنوع طلب معمولا شخصیت های منحرف و متزلزلی دارند و این روزها شبکه های اجتماعی می تواند برای این افراد جذابیت بیشتری داشته باشد . گرچه همه ما می دانیم که اساس ایجاد این شبکه برای چه بوده است و چه بسا بتوان کاربردی مثبت هم ازآنها گرفت اما آنچه امروزه با آن مواجهه هستیم چیزی غیرازاین است و متاسفانه به جدایی و ایجاد شبهه در بسیاری از خانواده ها گشته است .
من معتقد هستم ایمان و اعتقاد می تواند نقش اساسی دراین زمینه داشته باشد . فردی که معتقد به اصول و اخلاقیات است بی دلیل با افراد دیگر ارتباط برقرار نمی کند و موجبات سستی و فروپاشی را در خانواده فراهم نمی کند . پس در وهله اول شخصیت متزلزل و بعد بی اعتقادی نقش اصلی را در تنوع طلبی افراد بازی می کند .
پس درچنین شرایطی شک همسران می تواند به جا باشد ،برای بازگرداندن آرامش به خانواده چه باید کرد ؟
بیراه نیست اگر بگویم که در روزهایی که پشت سر می گذاریم این رفتارها دربین افراد و همسران بیشتر دیده می شود . گرچه همگی این رفتارها ریشه در تربیت و شخصیت افراد دارد اما نمی توان عوامل خارجی را هم نادیده انگاشت.شاید بسیاری از سوءظن ها و تردید هایی که در روابط دیده می شود ناشی از تاثیرسریالهای پررنگ و لعاب ماهواره ای باشد . من نمی خواهم محکوم کنم چرا که تنوع و رنگ در این برنامه ها برای بیننده جذاب است . اما باید درنظرداشت که تردیدوشک ومرتبط کردن این برنامه ها با زندگی های ایرانی دردسرساز شده است .
یعنی زوجین با دیدن سریالهای ماهواره ای به یکدیگر مشکوک می شوند و می تواند موثرباشد ؟
البته بی تاثیر نیست . ما در بسیاری مواقع با مطابقت دادن داستانهای گوناگون که اصلا ربطی به زندگی ما و فرهنگمان ندارد .کانون خانواده را دچار خطر و تهدید می کنیم . گمان های بد و باورهای غلط که رابطه ها را از هم می گسلد . همسران را به رفتاری متهم می کنیم که تصور می کنیم و عینیت و واقعیت ندارد . این گمانهای بد وغیر قابل توجیه باعث پرخاشگری و فحاشی هم می شود . بسیاری از همسران در مشاوره ها اظهار می کنند که همسر خود را دوست دارند و تمامی این رفتارها برای این است که نمی خواهند همسر خود را ازدست بدهند . که باور غلطی هست . شک و سوء ظن حالات پارانوئید است که فرد را به بیماری تهدید می کند و معمولا همسران ازوقوع بیماری در خود بی خبر هستند . ما شک را در خانواده ها ریشه یابی می کنیم و دوران کودکی که بر فرد گذشته است . اینکه فرد با چه ناملایماتی روبرو بوده است .این حالات می تواند محرکی همچون سریالهای ماهواره ای داشته باشد . اما آنها تنها محرک هستند و شک و سوء ظن همانطور که گفتم ریشه در خانواده و کودکی فرد دارد .
به طور کلی شما مردم را از تماشای این برنامه ها منع می کنید ؟
من در پاسخ به سوال شما ترجیح می دهم مسئولان صدا و سیما را متوجه این موضوع کنم . اینکه به تنوع برنامه ها به رنگ ها به موسیقی ها و ساختار برنامه ها توجه بیشتری نشان دهند و طبیعی است که افراد بعد از خستگی کار روزانه به دنبال رنگ و لعاب و شکل ظاهری برنامه های تلویزیون باشند وبرنامه های ماهواره ای می تواند این خواسته را بر آورده سازد . مخاطب این برنامه به دنبال رنگ و تنوع به دیدن این برنامه ها می پردازد . غافل از محتوی و ناخود آگاه محتوی نیز بر روی او تاثیر می گذارد . صدا و سیما باید توان رقابت با این برنامه ها را در خود تقویت کند و کمی جدی تر به این موضوع بپردازد .

[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 9:31 ] [ رز سیاه ]
زنان به گفت و گو علاقه مندند و با بیان مسایل، از فشار ناراحتی خود می کاهند.مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسایل خود می پردازند.

یکی از شگفتی های آفرینش، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است. بیولوژیست ها و پژوهش گران، پس از بررسی و تحقیق های متعدد، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، عمل می کنند. بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می توان عنوان نمود:

* زنان تشریفات را دوست دارند.
* مردان کمتر تشریفاتی هستند.

* زنان، رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیشتری برای بینش و شهود از خود نشان می دهند.
* مردان، هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش، بیشتر تمایل نشان داده و استعداد بیشتری برای ارائه دلیل و منطق دارند.

* زنان نفوذ همسران خود را راحت تر می پذیرند.
* مردان در مقابل نفوذ زنان از خود مقاومت نشان می دهند.

* ترس زنان بیشتر است تا خشم شان.
* مردان بیشتر از این که بترسند، خشمگین می شوند.

* زنان تحمل بیشتری در برابر رنج بدنی نشان می دهند تا رنج روحی.
* مردان در برابر رنج روحی، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند.

* زنان سعی دارند فرزندانشان، همواره راضی و راحت باشند.
* مردان، فرزندانشان را برای استقلال، مقابله با خطر و سختی ها آماده می سازند.

* مادر، همه فرزندان خود را به طور تقریبی یکسان دوست دارد؛ مهر و محبت او مشروط به اطاعت و بروز استعداد نیست.
* پدران، فرزندانی را که از آنان حرف شنوی داشته و در امر تحصیل، اجتماعی و حرفه اش موفق تر باشند، بیشتر دوست دارند.

* زنان در انتخاب همسر، مسایل بسیاری از جمله: وضع مالی، آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی و ... را در نظر می گیرند.
* مردان سریع تر و راحت تر از زنان، درصدد ازدواج با همسر مورد علاقه شان برمی آیند.

* در چهره زنان، هنگام گفت و گو حالت های ترس، خشم، تعجب، آرامش، اضطراب و لذت به خوبی قابل رویت است.
* مردان در هنگام گوش دادن، خونسرد بوده و چهره شان دچار تغییرهای زیادی نمی شود.

* زنان هنگامی که اندیشه های غم انگیز و ناراحت کننده ای دارند، واکنش های هیجانی تر و احساسی تری را نسبت به مردان از خود بروز می دهند.
* مردان در برخورد با افکار غم انگیز و رویدادهای ناراحت کننده، احساس های خود را بروز نداده یا کمتر بروز می دهند.

* زنان در هنگام گفت و گو، جروبحث و بگومگوهای مختلف، مسایل منطقی را با عواطف و احساسات خود در هم می آمیزند و از رفتارهای کلامی و غیرکلامی خود، بیشتر و قوی تر استفاده می کنند.
* مردان در هنگام گفت و شنود، جروبحث و بگومگوها، بدون اینکه عواطف و احساسات خود را بروز دهند، می توانند خویشتن دار باشند، منطقی سخن بگویند و مستقل از احساسات خود عمل کنند.

* در صحنه زندگی اجتماعی، زنان بیشتر تساوی طلب هستند و همدردی، همدلی و ملاطفت بیشتری از خود نشان می دهند.
* در صحنه زندگی اجتماعی، مردان برتری طلب و مبارزه جو بوده و برای برتری خود، بیشتر تلاش می کنند. مردان بیشتر از زنان، پرخاشگر و تهاجمی هستند و رفتار خطرناک و غیراخلاقی بیشتری از خود نشان می دهند.

* احساس موفقیت در زنان، زمانی حاصل می شود که مورد تایید و تصدیق قرار گیرند.
* مردان زمانی خود را موفق و باارزش می دانند که به هدف هایشان برسند و اعتماد به نفس آنان زمانی بالاست که در انجام کارها موفق عمل کرده و خود را ثابت کرده باشند.

* در جریان زندگی، زنان، بیشتر به گذشته توجه می کنند و گوشه چشمی نیز به آینده دارند.
* مردان بیشتر به آینده توجه نشان می دهند و به راحتی می توانند گذشته را فراموش کنند.

* مسایل مالی و ثروت از نظر زنان، ایستا و غیردینامیک هستند. زنان با محافظه کاری در حفظ و نگهداری آن می کوشند و به طور کلی، بیشتر به نگه داری چیزهای موجود، دلبستگی دارند و نسبت به مردان کمتر ریسک می کنند.
* مسایل و ثروت از نظر مردان، دینامیک و غیرایستا هستند. مردان همواره در جهت افزایش و کسب پیروزی بیشتر، تلاش می کنند و به طور کلی، مردان فزونی طلب بوده و در جست و جوی پیروزی بیشترند و برای تحقق آرزوها و اهداف خود بیشتر ریسک پذیر هستند.

* زنان به گفت و گو علاقه مندند و با بیان مسایل، از فشار ناراحتی خود می کاهند.
* مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسایل خود می پردازند.

* زنان شنونده خوبی هستند.
* مردان شنونده خوبی نیستند.

* زنان کارهایشان را با یک روند آرام، تدریجی، حرکت های ملایم، ظریف و ... به انجام می رسانند.
* مردان، کارهایشان را با نوسانات زیاد ولی آگاهانه و با حرکت های فراوان، مطمئن و محکم انجام می دهند.

* بدون درخواست کمک، اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود، او آن را علامت مهر و محبت دانسته و در اغلب موارد پذیرای آن می شود.
* در نظر یک مرد، پیشنهاد کمک به او، به منزله این است که قدرت انجام کاری که به عهده گرفته است، ندارد و او از این پیشنهاد، آزرده شده و آن را نوعی توهین به خود تلقی می نماید.حتی ممکن است به آن اعتراض کرده و خشم خود را نشان دهد، چرا که مرد تصور می کند که خود می تواند از عهده کارهایش برآید.

* برای بیشتر زنان، گفت و شنود و هم دلی وسیله ارتباط عاطفی و احساسی است و زن با زبانش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند.
* برای بیشتر آقایان، گفت و گو وسیله ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می آید. مرد با بدنش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند.

* مرکز گویش زنان در دو نیم کره مغز قرار دارد و آنان برای صحبت کردن، هم زمان از دو نیم کره خود استفاده می کنند.
* مرکز گویش مردان فقط در نیم کره چپ مغز قرار دارد و نسبت به مرکز گویش زنان، کوچک تر است.

* دختران زودتر از پسران حرف زدن را شروع می کنند. تا 3 سالگی، 99 درصد صحبت، جامع است.
* پسران دیرتر از دختران حرف زدن را شروع می کنند. تا 4.5 سالگی، 99 درصد صحبت آنان جامع است.

* زنان در برقراری ارتباط، گوش دادن و فراگیری زبان، قوی تر از مردان عمل می کنند.
* مردان در ارتباط برقرار کردن، گوش دادن و فراگیری زبان، ضعیف تر از زنان عمل می کنند.

* ارتباط بین دو نیم کره مغز، در زنان حدود 15 درصد بیشتر از مردان است. زنان بین دو نیم کره مغز، ارتباط بهتری برقرار می سازند و توانایی بیشتری در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای در یک زمان را از خود نشان می دهند. (در مجالس زنان، هم زمان چند نفر با هم صحبت کرده و حرف های یکدیگر را هم گوش می دهند.)
* ارتباط بین دو نیم کره مغز در مردان کمتر از زنان است؛ توانایی مردان در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای هم زمان، از زنان کمتر است. (در مجالس مردان به طور معمول یک نفر صحبت کرده و بقیه گوش می دهند.)

* زنان اندیشه استقرایی دارند و از جزء به کل می رسند؛ خواهان احساس و عاطفه بیشتری هستند در تصمیم گیری مرددند؛ برای تصمیم گیری به اطلاعات بیشتری نیاز دارند، ولی به آسانی اشتباه های خود را قبول می کنند.
* مردان با شیوه قیاسی، استدلال می کنند و از کل به جزء می رسند و خواهان اطلاعات بیشتری هستند، سریعتر تصمیم می گیرند و کمتر حاضر می شوند به اشتباه های خود اعتراف کنند.

* زنان بیشتر از راه گوش (شنیدن) تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را بروز داده و عشق را انتخاب می کنند.
* مردان بیشتر از راه چشم (دیدن) عاشق می شوند.

* زنان به زندگی عشق می ورزند، عشق برای خانم ها همه زندگی محسوب می شود. زنان به احساس عشق، عنایت بیشتری دارند، همراه با آزاردوستی.
* مردان به روابط جنسی توجه دارند، همراه با دیگرآزاری. عشق برای مردان بخشی از زندگی است، مردان به کارشان عشق می ورزند و آن را عاشقانه انجام می دهند.

* تولید هورمون استروژن (هورمون جنسی زنانه) باعث کمتر شدن خشونت، کاهش پرخاشگری، ابراز وجود، رقابت و ... در زنان می شود. تولید هورمون زنانه، پیوندجویی را در زنان تقویت می کند.
* تولید هورمون تستسترون (هورمون جنسی مردانه) میل جنسی، پرخاشگری، تهاجم، رقابت، اتکا به نفس، حرکت های تند و ... را در مردان سبب می شود. تولید بیشتر این هورمون، مردان را به خشونت، تجاوزهای جنسی و بدرفتاری جنسی، حس رقابت، اتکا به نفس و رسیدن به هدف، سوق می دهد.

* میل جنسی در زنان کمتر از مردان است. زنان قلب مردان را می خواهند.
* میل جنسی در مردان بیشتر است. مردان جسم زنان را می خواهند.

* زنان جزئی نگر هستند، ماهرانه متوجه آهنگ های ظریف صدا، علائم ظاهری، حالت ها و تغییرهای چهره شده و از این طریق به علاقه ها، اندیشه ها و روحیه طرف مقابل به خوبی و سریع پی می برند؛ راست و دروغ حرف های طرف مقابل را به سرعت کشف می کنند.
* مردان کلی نگر هستند و به جزییات زیاد توجه نمی کنند لذا تمایل، احساسات و هیجان های طرف مقابل را از چهره اش به خوبی درک نمی کنند.

* زنان تصاویر معمولی و هیجانی را بهتر از مردان به خاطر می آورند.
* به یادآوردن تصاویر معمولی و هیجانی برای مردان، به آسانی صورت نمی گیرد.

* زنان در به خاطر آوردن چهره ها و اسامی، بهتر از جنس مذکر عمل می کنند و کمتر از مردان دچار فراموشی می شوند.
* مردان چهره و اسامی افراد را زودتر فراموش می کنند و بیشتر از زنان دچار "آلزایمر" می شوند.

* زنان در جوانی، مهربان و در پیری، تهاجمی و خشن می شوند.
* مردان در جوانی، خشن و خودخواه و در پیری، مهربان می شوند.

* بر اساس آمار موسسه "هاریس"، فقط 76 درصد از زنان، اعلام کرده اند که حاضر هستند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.
* بر اساس آمار موسسه "هاریس"، 87 درصد مردان متاهل اعلام کرده اند که اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، حاضرند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.

* در یک ازدواج شکست خورده: زنان مسایل جدایی را به طور عمیق احساس می کنند، ولی چون رابطه گرا هستند، غم ناشی از تنها شدن و بیان مسایل شخصی و زندگی مشترک خود را به راحتی با دیگران بازگو می کنند و همچنین با گریه کردن، از فشارهای روحی و روانی خود می کاهند، در واقع، درد جدایی را کم می کنند.

* در یک ازدواج ناموفق: مردان احساس شکست از زندگی مشترک، درد جدایی و تنهایی را به طور عمیق احساس می کنند و غمگین می شوند، ولی پس از جدایی گریه نمی کنند و درد و غم ناشی از تنها شدن را در خود می ریزند؛ چون خصوصی ترین مسایل شخصی و زندگی مشترک خود را کمتر با دیگران در میان می گذارند، بنابراین ممکن است دچار ناراحتی های روحی و روانی شوند و جهت رهایی از فشارهای درونی، به مواد مخدر، الکل و دیگر تسکین دهنده ها پناه ببرند و دچار ناراحتی و انواع بیماری ها و ... هم می شوند.
از مقایسه خصوصیات و ویژگی های زنان و مردان، می توان نتیجه های زیر را به دست آورد:

1- زنان و مردان، مکمل یکدیگر هستند؛ ویژگی مردان، کمبودهای زنان و ویژگی های زنان، کمبودهای مردان را تکمیل می کند. به عبارت دیگر، هر کدام کمبودهای دیگری را برطرف می سازند، بنابراین اگر با یکدیگر هماهنگ شوند، در بسیاری از موارد، مسایل و مشکلات منطقی تر، عاقلانه تر و اصولی تر برطرف می گردند.

2- وقتی زن و مرد تفاوت های یکدیگر را بدانند و آنها را بپذیرند، ارتباط قوی و موثری بین آنان برقرار می شود و عشق، فرصت شکوفایی پیدا می کند. بنابراین، آگاهی از ویژگی های رفتاری زنان و مردان، در بهبود روابط همسران و ایجاد آرامش بیشتر و تنش کمتر، موثر می باشد.

3- یکی از علت های اصلی ستیزه ها و کشمکش های دائمی، عذاب آور و جان فرسا بین زن و شوهرها، این است که مردان، زنان را با "ویژگی های خود" ارزیابی می کنند و زنان، مردان را با "مقیاس خود" می سنجند. سنجش مایعات با متر و منسوجات با لیتر، همان قدر صحیح است که مردان و زنان، خصوصیات خود را با یکدیگر مقایسه کرده و به سنجش و ارزیابی هم بپردازند. چنین سنجش هایی به طور معمول، حس تحقیر یا برتری کاذب به دنبال دارد.

4- زنان در برخورد با مسایل و مشکلات، به جزئیات، توجه بیشتری داشته و احساسی تر عمل می کنند، ولی مردان در مقابله با مشکلات و مسایل، کلی نگری کرده و منطقی تر عمل می کنند.

5- در قیاس بین ویژگی های زنان و مردان، نبایستی فکر کنیم که خصوصیات مردان، از خصوصیات زنان بهتر است و یا برعکس. برای نمونه: آیا زایمان، رابطه گرایی، دوست داشتن تشریفات، محافظه کاری در حفظ ثروت ها، کارها را با یک روند تدریجی انجام دادن و ... صفت های خوب هستند یا بد؟ (ویژگی غالب در زنان). آیا مشکلات را در تنهایی و سکوت حل کردن، کمتر تشریفاتی بودن، کلی نگری در امور، از راه چشم عاشق شدن، به دنبال مسایل مالی، غیرایستا نگریستن و ... خوب هستند یا بد؟ (ویژگی غالب در مردان).

منبع: ماهنامه شادکامی و موفقیت

[ سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ] [ 9:43 ] [ رز سیاه ]

حسادت احساسی است كه بیش از همه خود شخص را آزار می دهد .

پروفسور رولف هوبلمی گوید كه حسادت وقتی بهوجود می آید كه شخص احساس كند آنچه دارد ، كمتر از آن چیزی است كه باید داشته باشد . هیچ چیزی وجود ندارد كه باعث حسادت نشود ، مادی یا غیر مادی ! من می توانم به سرنوشتیك نفر یا به كسی كه برنده یك جایزه شده حسودی كنم ، ولی به طور كل وقتی انسان حسودی می كند كه آنچه كه دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد . مثلاً من كه حوصله جمع آوری تمبر را ندارم به كسی كه این كار را می كند حسودی نخواهم كرد .

حسادت در هر جامعه معنی خاصی دارد . در هر جامعه ای ، داشتن چیز بخصوصی كه در آن جامعه ارزش جلوه می كند ، باعث حسادت می شود . در جامعه امروز حتی آگهی های تلویزیون سعی می كنند با توجه به این ضعف بشری مردم را به سوی استفاده از یك كالایبخصوص یا انجام عملی تشویق كنند . جامعه سرمایه دار از حسادت مردم جهت منفعت بیشتر استفاده می كند ، زیرا حسادت یك انگیزه است و باعث جاه طلبی و افزایش انرژی می شود .

حسادت در واقع به خاطر خانه بزرگتر ، اتومبیل سریع تر و زیبایی بیشتر نیست ، بلكه انسان به خاطر این كه شخص به علت داشتن چیزی مورد احترام واقع می شود ، حسادت می ورزد .

حسود هیچ وقت فكر نمی كند آن فردی كه بیشتر دارد حتماً خیلی سخت تر كار كرده ، او گمان می كند كه هر موقعیت بهتری ، چه از نظر روانی یا مالی قیمتی دارد كه شخص حسود هرگز حاضر به پرداخت آن نیست . اكثر افراد حسود فكر می كنند كه حق آنان ضایع شده و آنها كمتر از دیگری به حقشان رسیده اند . حسودانی كه می پذیرند دیگری حقش بوده كه بیشتر بهره ببرد ، رنج بیشتری می كشند . این حسودان سعی می كنند با یك رفتار خشونت آمیز به فرد مورد حسادتشان حمله كنند . یعنی آنها با تمام قوا عملی انجام می دهند كه طرف مقابل از امكانات بهتری كه دارد لذت نبرده و به این وسیله هر آنچه باعث یادآوری عدم موفقیت او می شود نابود می كنند . این افراد،محبوب دیگران نیستند و معمولاً چهره واقعی خود را نشان نمی دهند و همیشه تظاهر می كنند كه دیگری را تحسین می كنند ، ولی در واقع بسیار رنج می كشند .

حسادت یك احساس مطلق نیست ، بلكه مخلوطی است از خشونتو شكست.خشونتی كه حسود احساس می كند مانع از رنج بیشتر او از شكست می شود .

اگر شخص حسود جلوی خشونتش را بگیرد بیشتر از شكست رنج می كشد . چنین شخصی متوجه می شود كه اگر او تمام قدرتش را هم بهكار ببرد به حق دیگری نخواهد رسید . به همین دلیل فرد دچار افسردگی شدید و فلج كننده ای می شود . زیرا از خودش سؤال نمی كند كه به چه وسیله ای فرد مورد نظر به خوشبختی رسیده است .

در كتابمقدسمسیحیت ، حسادت تحت عنوان" گناه مرگ آور" آمده ولی در واقع  واكنش طبیعی انسان جهت جلوگیری و ممانعت از افسردگی است .

حسادت هیچ دلیل بیولوژی ندارد بلكه به مرور زمان و در اثر تجربیاتی كه شخص حسود در زندگی بهدست می آورد ، شكل می گیرد . معمولاً شخصیت حسود در اثر شناخت فردی غلط گسترش می یابد . این افراد در محیطی بزرگ شده اند كه انجام خواسته های دیگران مهم تر از خواسته و علاقه فردی خودشان بوده و آنها هیچ وقت موقعیتی نداشتند كه بهدنبال علائق و استعدادهای فردی خودشان بروند و بفهمند از چه كار و فعالیتی بیشتر لذت می برند .

این انسان ها احساس می كنند فقط وقتی خواسته های دیگران را كامل انجام دهند مورد قبول مردم می باشند . این افراد معمولاً بیشتر اوقات دروغ می گویند و مرتباً به دنبال این هستند كاری كنند كه بدان وسیلهرضایت دیگران را كسب كنند .

چگونگی خلاصی از حسادت

خوشبختی و رضایت همیشگیدر هر جامعه ای در مقایسه با وضعیت موجود افراد آن جامعه صورت می گیرد .زیرا بشر با همین مقایسه اجتماعی زندگی می كند و اسیر انتظارات اجتماعی خود می باشد .

هر انسانی باید سعی كند استعداد و امكانات فردی خودش را بیابد؛ زیرا شخص حسود كسی است كه خیلی كم در مورد خودش می داند و در حقیقت هیچ اطلاعی از توانائی های خودش ندارد و به همین دلیل زندگی اش را بر اساس یك شخصیت غلط برنامه ریزی كرده و خود را با گروهی مقایسه می كند كه به طبقه اجتماعی دیگری تعلق دارند و با ارزش های اخلاقی و اجتماعی متفاوتی زندگی می كنند كه شخص حسود هرگز نمی تواند خودش را به آنها برساند . به همین دلیل و به احتمال زیاد ، شخص تبدیل به یك حسود عصبانی یا افسرده می شود .

نكته مهم این است كه شخص ، حسادت را پذیرفته ، به خودش دروغ نگوید و سعی كند نقطه ای بین ایده آل و واقعیت بیابد و در زندگی خود توازن بوجود آورد . در حقیقت باید پذیرفت كه هیچ انسانی قدرت این را ندارد كه عدالت واقعی را در جامعه بهوجود آورد و كلاً حسادت در اثر تجربه بی عدالتی در جامعه ایجاد می شود.  معمولاً برای حسودان این سئوال پیش می آید كه بر چه اساسی گروهی بیشتر از دیگران دارند و بر اساس چه قانون اجتماعی این تقسیم انجام شده ، اگر جامعه ای حسادت را بهعنوان یك واكنش طبیعی انسانی در مقابل بی عدالتی های اجتماعی ببیند می تواند جوابی هم برای سؤال بالا بیابد . اما متأسفانه حسادت در جامعه واكنشی ناپسند و ناخوشایند محسوب می شود و كمتر كسی راحت در مورد آن حرف می زند .

حسادت همیشه وجود دارد حتی اگر سرمایه های موجود در جامعه را بهطور مساوی بین مردم تقسیم كنند . زیرا اگر شخصی همان سرمایه مشابه را به كمك هوش و درایت خویش بیشتر كند و خوشبخت تر و راحت تر باشد مورد حسادت دیگران قرار می گیرد .

پرفسور رولف هوبل معتقد است فقط اگر خوشبختی و آزادی را در دنیا به طور مساوی تقسیم كنند دیگر حسادتی وجود نخواهد داشت ، زیرا هر جا كه تفاوتی وجود دارد در حقیقت ریشه حسادت كاشته شده است .

هوبل می گوید از آنجا كه بشر همیشه سعی دارد خودش را بهتر از دیگران نشان دهد و تمام سعی و كوشش او در پی ثابت كردن این است كه او غیر از دیگری است و خود را در همین تفاوت می شناسد ، به هیچ وجه مایل نیست كه دیگری بیشتر از او داشته باشد; زیرا این باعث خجالت و شرمندگی او می شود . به همین دلیل حسادت یك همراه دائمی انسان بوده و بدین وسیله انسان می تواند بین فردیت و جمعیت بالانس بهوجود آورد .

چگونه می توان خود را از حسودان محافظت كرد ؟

حسادت در مرحله نابود كننده آن بسیار خطرناك است و آن را نباید ساده گرفت ، در هر جامعه و در هر گروه اجتماعی بهتر است انسان سعی كند افراد حسود را آرام كند و با آنها به طریقی كنار بیاید . یا حداقل سعی كند با آنها مواجه نشود . ولی متأسفانه این روش در بسیاری از موارد مانند فامیل و همكار امكان پذیر نیست . بنابراین شخص مورد حسادت باید سعی كند از آنچه كه دارد مقداری به دیگری ببخشد و تا حدودی باعث آرامش نسبی و كاهش خشونت او گردد و یا با گفتن مشكلات خود ، آتش درون قلب حسود را كمتر كند و یا برعكس،خود آدم حسود برای آرامش درونی بگوید : فلانی ویلا دارد و ماشین بنز ولی چه فایده ! بچه های او معتاد هستند . همین افكار و واكنش ها در روابط افراد ایجاد توازن می كند .

در واقع بهترین موقعیت را كسانی دارند كه با زحمت و مشقت زیاد به مال و ثروت می رسند ، این گروه هیچ مشكلی با افراد حسود ندارند . و در نهایت باید گفت كسانی كه با كمبودهای خود كنار بیایند ، می توانند به آرامش و آسایش برسند .

[ شنبه سی ام بهمن 1389 ] [ 14:4 ] [ رز سیاه ]
سه اشتباه اکثر زوجها

اسـرار بـرقـراري يك رابـطـه مـؤثـر چـيـست؟ چـگونـه يك زن آن چيزي را كه مي خواهد به دست مي آورد در حالي ـ كه شـريـك زنـدگيش را نيز به خواسته‌اش مي رساند؟ بگذاريد نگاهـي داشته باشيم به سه مشكل اصلي كه اكثر زوج هـا بـا آن دست به گريبان هستند و اين كه چگونه مي توان آنها را حل نمود.
اشتباه 1: ايجاد ارتباط براي زير نفوذ خود قرار دادن و زرنگيگاهي اوقات ما يك رابطه را براي به دست آورن خواسته هايمان آغاز مي كنيم، خواه طرف مـقابـل تـوانايي برآوردن آن را داشته باشد يا نداشته باشد. قـهـر مـي كنـيم، اخــم مي كنيم، تهديد مي كنيم، چاپلوسي مي كنيم و آنچه در تـوان داريم براي ايجاد احساس ناراحتي در طرف مقابلمان انجام مي دهيم. اين نـوع رفـتـار، گـرچـه مـمـكن اسـت موقتاً مؤثر باشد، در طولاني مدت اثر بسيار ناگواري بر سلامـت رابـطه خـواهـد گذارد. آن را رها كنيد، براي خواسته و پيشنهادات نفر ديگر احترام قائل گرديد. اگر او نمي تـواند خواسته شما را برآورده كند، ببينيد مي توانيد خودتان آن را به خود بدهيد.

اشتباه 2: ايجاد ارتباط براي فريب دادنبا اين كه نيازي به گفتن ندارد، اين يكي از خطرناكترين انواع رفتـار اسـت كـه بـسيـاري از رابطه ها را نابود مي كنـد.
دروغ هـا، گـزافه گـويـي ها، بازي دادن ها و نيرنگ هاي متداول همگي باعث پريشاني و رنجش مي گردند. آنها بنيان رابطه را به لرزه درآورده و در نهايت شكافي عميق در اعتماد به وجود مي آورند.نسبت بـه خـطر آن هـوشيـار بـاشيد و پيش از اين كه آغاز شود متوقفش سازيد. اگر اين چيزي است كه براي شما آشنا به نظر مي رسـد، ابتدا آن را در رفتارهاي خودتان مورد سنجش قرار دهيد. اگر صادق و رُك باشيد، ديگر مايل به پذيرش فريب ديگران نخواهيد بود. در روابط خود راستي و درستي را پيشه كنيد.

اشتباه 3: ايجاد ارتباط با پيغام هاي متناقضپـيـام هاي متناقض - چيزي را گفتن ولي چيز ديگري را انجام دادن - يك شكل بـسيـار رايــج فريب و نيرنگ است. همچنـين ايـن كار مـي تواند به صورت قـول دادن لفـظي يـا عـملي و انجام ندادن آن دربيايد. پيغام هاي متناقض باعث پريشاني بسيار مي گردند. هميشه به اعمال فرد توجه نماييد. معـمولاً اعمال نـسبت بـه گـفتـار هـمتـرازي بيـشتري با حقيقت دارنـد. اگـر گـفتـار افراد بـا اعـمالـشان تناقض بود، آنچه كه گفته مي شـود را نـاديـده پـنـداريـد. درك كنيد كه شخص داراي تعارض است و اجازه ندهـيـد شـمـا را نـيـز دچــار همين احساس نمايد.

راه حل‌‌هاي دو مشكل اصلي در روابطهيچ رابطه اي بدون برقراري ارتباطات مؤثر دوام زيادي نخـواهـد آورد. مـا در سـراســر روز صحبت مي كنيم (و گوش مي دهيم )، اما تنها بخش كوچكي از ارتباط ما به صورت گفتاري رخ مي دهد. بيشتر اوقات تصور مي كنـيم كـه ديـگران گفته هاي ما را گوش داده و متوجه مي شوند، اما عمدتاًَ اين موضوع صــحت ندارد. اغلب شخص ديگر در حال انديشيدن به آن چيزي است كه مي خواهد در جواب صحبت هاي شما بگويد، و نوعي خيال پردازي كه هيچ ارتباطي به موضوع مورد بحث ندارد را در ذهن خود مي پروراند. هنگامي كه نزاع مي كنيم، مي خـواهـيـم بيـش از پـيش فـهميده شويم و واژگان همانند تير به جلو و عقب به پرواز درمي آيند. در اين شرايط، تجزيه و تحليل مسئله مي تواند دور از ذهن گردد.
بنابراين اسرار ارتباط مؤثر چيست؟ بـه دو مشكل اساسي در ارتـباطـات و نحوه حل آنها توجه نماييد. بعد از اين مرحله خواهيد توانست پايه هاي بهتـرين نـوع رابـطـه اي كـه تــا به حال تصورش را مي كرديد را بنيان نهيد.

مشكل اول: مي خـواهيد حـق را بـه خود داده و ثـابت كنيد كه ديگري در اشتباه است.پيش از آنكه بتوانيد يك ارتباط مؤثر را آغاز كنيد، بايد نگاهي موشكافانه بـه قصد و غرض خـود بـيندازيد. آيا براي اين كه توسط ديگران فهميده شويد ارتباط برقرار مي كـنـيـد، بـراي به دست آوردن خواسته ها، يا هدف ديگري را فراسوي سخـنـانـي كـه در حـال بـيـان آنها هستيد دنبال مي كنيد؟ بسياري از زوج ها به مرحله اي مي رسند كه فقط مي خواهند ثابت كننده حق با آنها بوده و نـفــر ديـگر در اشـتـباه است (و هميشه اين طور بوده است). اين نـوع رابطه همانند نبرد مي ماند. اين سخنان مملو از خشـم و سـرزنش بـوده و سـبــب مي گردند نفر ديگر احساس كوچكي نـمـايـد. حرف هاي رد و بدل شده در چنين رابطه اي هرگز گوش داده نمي شوند. هرچند كه آنچه با صداي واضح و بلند خوانده مي شود خشم و عدالت موجود در فراسوي مراودات است.
همديگر را سرزنش نكنيد و به صحبت هاي يكديـگر بـا خـلوص نـيـت گـوش دهيد. تصميم بگيريد كه درصدد ثابت كردن چيزي برنيامده و در عوض راهي براي ايجاد يك پـل بـراي درك مـتـقابل پيدا نماييد. اين تصميمات در موفقيت يك رابطه بسيار مفيد واقع خواهند شد.

مشكل دوم: قادر نيستيد به حرف هاي طرف مقابل گوش دهيد.به ياد داشته باشيد كه يك ارتباط فقط از صحبت كردن تشكيل نشده بلكه شـامل شنيدن و گوش دادن به آنچه كه در حال بيان است نيز مي باشد. ما مي توانيم كارهاي زيـادي براي آموختن هنر گوش دادن انجام دهيم، امـا بـراي آغـاز، بـسيار مـهـم اســت كه بدانيم اگر فـردي بخـواهـد نـقطه نـظرات خـود را كــنار گذاشته و حقيقتاً آماده دانستن درون و افكار ديگران گردد، آنگاه از روي صداقت آنچه كـه در حال گفتن است را فقط بايد «بشنود.» اين كار خيلي هم آسان نيست. بسياري از ما آنچه كه مي شنويم را به سرعت تعبير و تفسير كرده و آن را در يك شكاف آماده قرار مي دهيم. برخي صحبت ها را تحريف مي كـنند. برخي تظاهر به گوش دادن مي كنند در حالي كه سرگرم افكار خود هستند. يك راه حل بــراي ايــن مشكل آن است كه برداشت خود را از صحبت هاي ديگران بــراي آنـها تكرار نماييد. بگذاريد بدانند كه ارتباطات آنها چگونه درون ذهن شما تفسير مي گـردند. اجـازه دهـيـد ديــگران پـيغام هاي خــود را با استنباط شما منـطق سازند. و در نهايت، راغب حقيقي شنـيـدن منظور آنها باشيد

[ یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 ] [ 13:8 ] [ رز سیاه ]
تمام شد

 

[ پنجشنبه سی ام دی 1389 ] [ 15:3 ] [ رز سیاه ]
دعاي عرفه
با صداي آقاي مهدي صدقي 

دعاي عرفه

متن دعا عرفه، پخش آنلاين و دريافت فايلها در ادامه مطلب

دریافت فایل | حجم: 285 كيلوبايت | نوع فايل: pdf

دانلود يكجا و فشرده | حجم: 51.65 مگابايت | نوع فايل: zip
منبع: گروه فرهنگي اميدواران
توضيح: براي دريافت فايل كليك راست + Save Target As

[ نسخه قابل چاپ ]

[ دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389 ] [ 19:54 ] [ رز سیاه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب
بک لینک طراحی سایت